...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

419. فرهنگ عروسی در تبریز :)

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۲۶ ب.ظ

دیشب تا ساعت دو نصف شب خونه ی یکی از همسایه هامون حنابندون(پسر) بود، گفتم حالا که امروز عید هم هست یه پستی راجع به فرهنگ عروسی تو تبریز بنویسم! نمیدونم چقد با فرهنگ اونایی که تو شهرهای دیگه هستن فرق میکنه، اما با فرهنگ کرمانشاه که از نزدیک دیدم خیلی خیلی فرق داره!

تقریبا یکی دو روز قبل از جشن عروسی معمولا تو همه جای ایران مراسم حنابندون میگیرن، اما اینجا حنابندون دو قسمت میشه، یکیش خونه ی داماد برگزار میشه (حنابندون پسر) که فقط آقایون اونجا شرکت میکنن و معمولا خواننده و نوازنده های مرد میارن واسه اون جشن، یکی هم تقریبا همون روز توی خونه ی دختر (حنابندون دختر) واسه خانوم ها برگزار میشه و معمولا خواننده نمیارن مگر اینکه پولدار باشن و اگه بیارن خواننده و نوازنده های زن میارن! فردای اون روز جشن عروسیه که الان توی تالارها برگزار میشه! جشن عروسیه ما فقط واسه خانوم هاس، یعنی مهمونای تالار فقط خانوم ها هستن و توی مدتی که مراسم هست تمام آقایون اعم از پدرها و برادرها و عمو ها و غیره بیرون تالار منتظر میشن که وقت تالار تموم بشه و خانوم هاشونو بردارن و بیب بیب کنان بیوفتن دنبال ماشین عروس! این وسط هم هر نیم ساعت یبار داماد میاد توی تالار که با عروس برقصه و خلاصه توی فیلم عروسی دیده بشه :) قبل از اینکه داماد وارد تالار بشه هم معمولا اعلام میکنن که داماد میاد تا خانوم ها حجابشونو رعایت کنن! 

حتی وقتی عروس و داماد میرن اتلیه که عکس بگیرن، اونجا از عروس میپرسن که عکاس و فیلمبردار خانوم باشه یا آقا و عروس هم بر حسب اعتقادی که داره یکیشو انتخاب میکنه! معمولا عروس بعد از اینکه از آرایشگاه بیرون میاد که بره آتلیه، یا بره تالار، یا از تالار بره سوار ماشین بشه، یه شنل می پوشه که موها و اندامشو بپوشونه (رعایت حجاب) که اونم باز بستگی به اعتقادات خونواده ها داره! 

قبلتر ها مراسم های دیگه ای بود که مثلا میومدن جهزیه ی دختر رو میدیدن، جهزیه رو تو خونه ی عروس میچیدن و واسه هر کدوم یه مراسم برگزار میشد (فقط برای خانوما) که اینا الان معمولا حذف شدن! یکی هم حموم بردن عروس و داماد بود که الان بعضی از خانواده ها عروس و داماد رو میبرن استخر و اونجا میزنن و میرقصن! 

لازم به ذکره که همه ی این رسم و رسوم ممکنه بخاطر اعتقادات بعضی خونواده ها یه جور دیگه برگزار بشه، مثلا بعضیا واسه عروسی باغ کرایه میکنن و اونجا خانوم و آقا باهم میشن و از این صوبتا! ماها که پایین شهری هستیم معمولا اونجوری که گفتم (کاملا محرم سازی شده) مراسم میگیریم! من که خودم عاشق این مراسم های خودمونم... 

+ اونایی که این وبلاگ رو میخونن اگه اهل تبریز هستن و من چیزی رو جا انداختم توی کامنت ذکر کنن! 

+دوستان وبلاگ نویس اهل شهرهای دیگه: اگه شما هم رسم و رسوم خاصی دارین ممنون میشم یا اینجا یا توی وبلاگتون بنویسین :)


+خیلی بی ربط نوشت:

یه خواستگار داشتم اهل آذرشهر (یکی از شهرهای خیلی نزدیک به تبریز)، رفتیم باهم حرف بزنیم، میگم شما رسم و رسوم خاصی دارین تو شهرتون؟ میگه واسه اون وقت زیاده، بگو دوست داری ماه عسل کجا بریم؟! :|  انتظار ندارین که با همچین شیرین عقل هایی ازدواج کنم؟! 

اضافه:

گفتم شاید کامنت ها رو نخونین، دوستمون آذری قیز زحمت کشیدن و توی کامنت ها پست منو کامل کردن:

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۵
بی نام

نظرات  (۱۰)

به سلامتی.. ان شاء الله همیشه به مراسم های شادی باشین.. :)

جالب بود و آموزنده :) من راستش خیلی اعتقاد به مراسم های اینطوری ندارم کلا :)) به نظرم آدم عروسی بزن برقصی بگیره که کلا بساط گناه و.. رو علم کرده واسه بقیه ! من میگم کلا اگر مراسمی قرار بود باشه.. یه مراسم عروسی و یه مقدار کمی شعر ساده و دست و اینا باشه :) یعنی در واقع یه مراسم به صرف شیرینی و شام که شادی هم داخلش مقداری داشته باشه کسل کننده نباشه :)

دیگه نامزدی و باقی مراسم هایی که خرج اضافی برای دو تا خانواده هستن به نظرم نباید باشن.. الان تو شرایط زمونه ی ما.. جوونا بیشتر از هر چیزی به سرمایه اولیه برای زندگی نیاز دارن.. نه مث اون بنده خدایی که 20 تومن وام گرفت که بتونه 40 تومن عروسی بگیره و هنوزم داره قسطشو میده..

متاسفانه انقد حرف و حدیث هست تو ازدواجای این دوره زمونه که آدم جرات نمیکنه جایی از این حرفا بزنه.. همه میگن عه وا پس اونا چی.. پس فلان هزینه چی.. پس اون مراسمی که اونا باید میگرفتن چی..

اصن یادمون میره بابا این دوتا جون قشنگ بهم برسن با آرامش زندگیشونو شروع کنن و سرمایه ی اولیه خوب هم داشته باشن..

+ خخخ.. ماه عسل تو جلسه ی خواستگاری.. :)

++ من در مورد دخترهای تبریزی خیلی شنیدم که به شوهر اهمیت میدن و شوهرشون رو دوست دارن و کمک میکنن به پیشرفت همسرشون و.. :) خیلی خوبه که اینطوری معروف هستین.. :) و البته ببخشید ببخشید شنیدم که تو ازدواج های تبریزی ها خیلی چشم و هم چشمی و اینها هست.. حالا نمیدونم چقد درسته.. شاید بستگی به آدماش داره..

+++ من یکی از دوستام با یه دختر تبریزی که تهران هستن ازدواج کرد.. خانواده ی اون دختر اشک دوست منو بابت چشم و هم چشمی های دم ازدواج در آوردن.. با اینکه وضع مالی خوبی نداشتن.. تالار گرون قیمت گرفته بودن.. به دوست من گفته بودن برو حتی شده 1 ماه.. خونه خفن اجاره کن.. ما بتونم جهیزیه رو خوب نشون بدیم.. بعد برو یه خونه کوچیک تر :|

ولی نظر خود من اینه که قطعا آدما و اخالاقا با هم فرق داره و امیدوارم بشه اون چیزایی که خدا و ائمه نمیپسندن.. از اینجور اتفاقا حذف کرد تا زندگی با خیر و خوشی آغاز بشه.. :)

ان شاء الله که خوشبخت و عاقبت به خیر بشین..
پاسخ:
خب اینجور عروسی هم که شما میگین خوبه، ولی دختر و پسرا هم آرزو دارن مراسم آنچنانی داشته باشن دیگه :)
اون عروسی های با هزینه ی زیاد افراطه، من خودم مخالفم... ولی خب یه عروسی آبرومند هم با حداقل هزینه میشه گرفت که نه سیخ بسوزه نه کباب! 
خیلی از مراسما کلا بی خوده و واسه چشم و هم چشمیه! به نظر منم باید حذف بشن، هرچند ما خودمون خیلی از اینا رو نداریم :)
++ بله چشم و هم چشمی هست ولی بازم بستگی به خونواده ها داره، خونواده هایی هستن که اصلا به این چیزا اهمیت نمیدن، ولی مقابلش خونواده هایی هستن که مثلا آخرین دختری که مهریه ش مثلا ۵۰۰ تا سکه بودن، دختر بعدی که ازدواج میکنه باید مهریه ش بیشتر باشه! اینا هم هست البته :)
+++ بله همچین خونواده هایی تو تبریز هستن و من انکار نمیکنم... ولی خب همه اینجوری نیستن :)
ان شاءا... شما هم خوشبخت بشین :)
چون اگه قراره جهیزیه ازدواج منو رد یا قبول کنه، نمی خوام باشه.
پاسخ:
اینم نظریه 😊
خوب قومیت بیشتر تبریزی ها. ترک می باشه‌.
خوب بستگی به جذابیت اونی داره که قراره باهاش ازدواج کنم و تبریزی باشه، جهیزیه هم نده، خودم برا خونم میخرم.
پاسخ:
اخه تبریزی ها کلا به دختر جهزیه میدن، شما چرا جهزیه نمیخوای در تعجبم🤔
واقعا چرا تو تبریز این همه زور رو خانواده عروس هستش 😒😒😒😒
راست میگن ها از تبریز دختر بگیر به تهران دختر بده 😂😂😂😂
پاسخ:
فرهنگه دیگه! اما با این حال دخترای غیر تبریزی خواهان بیشتری دارن 😑😑
اصلاا من باید در خونه دو قوم برا خواستگاری نرم:
۱-بختیاری هاا و لرها
۲-ترک ها مثل تبریزی هاا
:))
و کلا جهیزیه زیاد هم خوب نیست، برا سادگی کار و اسراف کمتر برا ۵ سال جهیزیه خانواده
دختر تهیه کنه کافیه:)
و کلا من دختر تبریزی بگیرم، لر نمی گیرم چون ممکنه پسر عموش عاشق دختره باشه و ادم
را به قتل برسونه.
پاسخ:
ترک ها مثل تبریزی ها چرا؟ شرایط ترک ها که به نفع پسراس!!
به غیر قومیت لر، عروس خانم کل جهیزیه رو می دهد.
پاسخ:
اقوام کُرد هم جهزیه با آقا پسره :))
و کلا تا دختر خوب تو اصفهان با جهیزیه بالا و عروسی با شکوهتر و مردونه و زنونه جدا و... هست تبریز خواستگاری نمیام.
#خدا-داماد-آزاران را-دوست-ندارد.
پاسخ:
مگه تو اصفهان هم جهزیه بر عهده ی خونواده ی عروسه؟؟ تمام و کمال جهزیه میدن یا ناقص؟ 
 خوب خواهر خانم این جا اگه داماد مثلاً اصفهانی و عروس تبریزی باشه، بعد توی خونه هر کدوم مراسم برگزار بشه و بیان پیش هم خیلی زمان بره و فکر کنم مثلا جای خانه داماد که دوره توی خونه یکی از اقوام عروس مراسم حنا بندون داماد انجام میشه:)
و این ته نامردیه که مردا تو سوز و سرما برن بیرون تالار بایستن و خانم ها توی تالار عشق و حال خودشونو بکنن و داماد هم نیم ساعت بار اونم ده دقیقه با عروس میرقصه و میره بیرون تا نیم ساعت بعدی:)))
و این که مراسم عروسی تموم میشه، مردم پشت ماشین داماد و عروس میرن تا اون ها را به خونشون برسونن و در راه کلی بیب بیب و کلی کلی و مردها سر را از پنجره ماشین با دست ها بیرون کرده و می رقصن تا عروس به مقصد برسن.
بعد تو تبریز داماد جهیزیه میده یا عروس؟
توی استان ما هم حنابندون این شکلیه که «من نرفتم و چون دختر نیستم تو این مراسم راهم ندادن»
و عروسی هم اقایون جدا و خانوم ها جدا توی هر اتاق در تالار میرقصن و بعد داماد همون نیم ساعت، پانزده دقیقه میره بالا و با عروس میرقصه و هنگام آمدن داماد به بخش مردانه با مردها روبوسی می کند و بعضی آشناهای تقریبا جوان داماد پشت سرش میرقصن تا اخر روبوسی داماد رو همراهی می کنن و تا جان در بدن و خون در رگ دارن برای داماد میرقصن و یکی که زورش به داماد میرسه اون رو روی کولش سوار می کنه و میرقصه و همه به داماد شاباش میدن و بعد ۵ ساعت عروسی شام میدن و رفتن طرف خونه داماد مثل عروسی شما تبریزی هاا:)))☺☺☺
یه نکته مراسم از ساعت هشت شبه تا یک صبح:)))
پاسخ:
جهزیه رو خونواده ی دختر تمام و کمال میدن! 

برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد میکنم ادامه ی پست رو بخونین :)

ممنون بابت کامنت طولانیتون :)
جالبه برام!
من دوست تبریزی داشتم اما عروسیشون اینطوری نبود که مردها کلا نباشن , اونا هم بخشی از مراسم بودن

پاسخ:
اره اون بستگی به اعتقادات خونواده ها داره! اونایی که براشون مساله ی محرم و نامحرم و اینا مهم نباشه عروسی هاشون مختلط میشه و یا تو خونه برگزار میکنن یا باغ! 
نه خیلی خوب نوشتی در کل.
فقط یه نکته ی مهم اینکه برعکس عروسی در شهرهای دیگه مراسم ما عصر شروع میشه از چهار بعد از ظهر نه آخر شب بعد از اذان
اغلب هم شام برای همه سرو نمیشه معمولا بزرگتر ها بعد از پایان مراسم میرن شام بخورن! ما جوون تر ها برمیگردیم خونمون!
کلا مردها تو عروس یحساب نمیشن تو تبریز.
یه نکته ی خیلی مهم هم هست و اون اینکه هزینه ی عروسی و عقد نصف نصفه. مثل شهرهای دیگه همه چی گردن داماد نیست. تازه چهار تا تیکه ی بزرگ جهازم داماد مجبور نیست بخره!
ما کلا اپشن های خیلی خوبی برای آقایون داریم حالا اگر خواستین برای امر خیر تشریف بیارین در خدمتیم ما تبریزی ها کلا شوهر ذلیل می باشیم:)
پاسخ:
ایول اره راس میگی! واقعا هرکی از تبریز دختر بگیره خوشبخته هااا😂 نمیدونم چرا با این همه نشونه به ما ایمان نمیارن :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی