...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

453. الفتنه اشد من القتل...

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۳ ب.ظ

داشتم با خودم فک میکردم اگه مثل اون مهمان برنامه ی ماه عسل (عکس زیر) یه همچین پسری از من خواستگاری میکرد چیکار میکردم؟

حتما خیلی ناراحت میشدم و تا مدت ها افسردگی میگرفتم که مگه من چمه که همچین آدمی میتونه به خودش جرات بده که به من پیشنهاد بده! هر جوری حساب میکنم میبینم همسر این آقا از هر لحاظ از من سرتره، اما اون قطعا با خودش همچین فکری نکرده که تونسته اونو قبول کنه! بیشتر که فکر میکنم میبینم دوست داشتن چیزیه فراتر از زیبایی های ظاهری! وقتی یه پسر با این ویژگی تونسته دل دختری به این قشنگی رو ببره، چطوریه که پسری که میاد طرف ما حتی اونقدر اعتماد به نفس نداره که خودشو نشون بده و احتمالا میترسه از طرف ما "نه" بشنوه و بخاطر همین موضوع های خیلی پیش پا افتاده کلا قید دل و دوست داشتنشو میزنه و تن میده به ازدواج با دختری که مورد پسند مادرش هست و خودش هیچ علاقه ای بهش نداره... و یک عمر به خودشو احساسش مدیون میشه! 

جناب زیتون یه پست خیلی فوق العاده ای گذاشته بودن، نمیخواستم ارجاع بدم به اون پست، چون ممکنه بعضی از خواننده ها حسشو نداشته باشن بخونن، با اجازه ی ایشون از اون پست عکس گرفتم، لطفا یا نخونین، اگه خوندین با دقت بخونین:

+ چه قتل هایی که مرتکب نشدیم! البته منظورم شماهایین، چون من هیچوقت به خودم ظلم نکردم، اگه کسی رو دوست داشتم بهش گفتم، تا جایی که تونستم براش جنگیدم، اگه نشده واسه اینه که اون نخواسته... ولی حداقل هیچوقت به خودم نمیگم که کاش لااقل یبار حس واقعیمو بهش می گفتم شاید طور دیگه ای میشد...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۸
بی نام

نظرات  (۷)

۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۷ صادق امیریان
خاک تو سر دختره زن کی شده واقعا تاسف داره .هر جوریم که اسمشو عشق بزاری باز قیافه طرف داره زار میزنه و نمیشه عاشق همچین کسی شد حتی بگو اگه پسره کوه نمک باشه ..بلاخره حتما پولدار بوده 
پاسخ:
حالا تو اعصاب خودتو خورد نکن..  بالاخره کاریه که شده 😂
آخ آخ...من چرا این پست رو دیر دیدم
این کتاب تفسیر جناب زیتون رو کجا میفروشن؟
پس من اول برم سراغ اینا:
دختر آلمانیه خواهر اشنایدر!
دختر کُردی که سه سال پیش...
آتوسا
ساناز 
..

..
ناهید
...
..
مرجان
...

مژگان
....
...
پاسخ:
من احساس میکنم خوندن کتاب ایشون برای شما حرام اعلام شده :))

ماشاا... چه اسمایی هم دارن، توشون از اسم های مذهبی خبری نیست :)) معلومه اسم واقعیشون اعظم و سکینه و از این قبیل بوده بعدها عوض کردن :)))
بله ان شاء الله که عشقشون پایدار باشه و روز به روز قوی تر بشه.. :) کلا این یه مورد خاصه.. واقعا هم وقتی این آقا میبینه این خانم عشق و علاقه داره و پایدار هم هست.. چرا نباید یه عاشق واقعی باشه برای همسرش.. :) البته این نکته.. عمومیه.. برای کسی که میبینه طرف مقابلش انقدر دوستش داره.. نوع دیگه ای هم اینه که خودت اون طرف مقابله باشی که قراره خیلی دوست بداره کسی رو.. که سخت هم هست خیلی..

بله قطعا اگر محبت واقعی باشه.. خیلی خوشایند هست و میتونه نتیجه قشنگی داشته باشه.. :)

خواهش میکنم.. دشمنتون شرمنده.. :)


پاسخ:
بله باهاتون موافقم که با وجود تنش ها و فشارهای دورو بر اینکه آقا هم بتونه خانوم رو راضی و عاشق نگه داره فک کنم کارش خیلی سخت تر کار خانوم باشه... به هر حال منم براشون آرزو میکنم زندگی پر از عشقی داشته باشن هرچند برنامه شونو نصفه نیمه دیدم :))
و مشکل دقیقا اینجاس که ما هنوز نمی تونیم تشخیص بدیم که این محبته واقعیه یا الکی! :|
شما واکنش  طبیعی داشتید!!

غیر این می گفتید می گفتم  احساسی شدید و چنین نظری می دید!!

بهرحال زن و شوهر باید شرایطشون بهم بخوره چه ظاهرا چه مادی و چه سطح تحصیلات و فرهنگ!!!
پاسخ:
بله قطعا همینطوره!
ممنون که صادقانه پاسخ دادی!!!


پاسخ:
خواهش میکنم... ولی خب آدم بقیه رو بتونه گول بزنه، خودشو که نمیتونه... واقعا من مثل اون خانوم دل بزرگی ندارم که بتونم همچین تصمیم بزرگی بگیرم...
سلام :) احوال شما ؟

بعله واقعا سخته.. تصمیمی که این خانم گرفته یه تصمیم خاصی بوده.. ولی خب خودشونم من مقداری دیدم برنامه رو.. میگفتن مثلا از این اعتماد به نفس خوششون اومده بود و.. زیبایی های ظاهری در حد خودشون میتونن برای افراد مهم باشن.. کمو و بیش.. ولی خب تو زندگی های مشترک واقعا چیزی فراتر از دلبستگی و علاقه های ظاهری نیازه.. وگرنه اون زندگی دووم نمیاره.. :) مثلا این یه مثالی هست که میگن یه مرد خیلی خوشتیپ و خوش قیافه و اینا باشه.. همسرش گاهی ممکنه پیش خودش فک کنه بقیه خانما نسبت به همسرش چطوری هستن.. تو محیط کار.. دانشگاه و.. شایدم حس خیانت متاسفانه گاهی وقتا بهش دست بده.. حالا دیگه خدا نکنه ببینه با دوتا خانم داره خوش و بش میکنه.. دیگه آرامش نخواهد داشت..

ممنونم از قرار دادن متن بالا.. و تشکر از جناب زیتون.. :) میدونید.. گفتن این دوست داشتنه باید یه هدف خوبی رو در ادامه اش برای اون طرف داشته باشه.. وگرنه میشه مثل اون افرادی که میان ابراز علاقه میکنن حتی ممکنه تو دلشون هم چیزی باشه و.. اما بعدش پشیمون میشن یا جا میزنن.. مثل همین موضوع این پست قدیمی تره بود... :) اون حسه که میگه برو بهش بگو دوستت دارم یا خوشم اومده و اینا باید ببینه طرف چقدر واقعیه.. چقدر قطعیه.. :) ولی واقعا اگر کسی مثلا تو اینجور بحثا بدونه اون طرف رو دوست داره و به نتیجه برسه با خودش که میتونه جلو بره و محکم به سمت هدفش قدم برداره.. و این کارو نکنه.. در حق خودش ظلم کرده..

پاسخ:
من میگم واقعا این خانوم دل بزرگی داشته! بالاخره دوست داشتن هرچقدر هم قوی باشه حرف های مردم و نگاه هاشون بی تاثیر نیست و اگه یکم دو دل بشه این حرف ها و نگاه ها حتی ممکنه اون علاقه رو به نفرت تبدیل کنه... باید خیلی مراقب عشقی که بینشون هست باشن، مخصوصا آقا که خودش میدونه که ایراد از طرف ایشون هست! 
ولی اون مثال هم راس میگه، درسته ما دخترا خوشمون میاد همسرمون خوشتیپ باشه ولی خب اصلا هم دلمون نمیخواد باعث بشه زن های خائن دیگه (که تعدادشونم روز به روز داره زیاد میشه متاسفانه) اونو از راه بدر کنن و...
من میگم وقتی خدا محبت چیزی یا کسی رو به دلمون میندازه قطعا هدف خوبی هم داره! البته اگه اون محبت واقعی باشه و با هوس اونو اشتباه نگیریم... چون محبت، محبت میاره، گفته ی پیامبر هست که فرمودن اگه کسی رو دوست دارین بهش بگین، نمیشه آدم واقعا کسی رو دوست باشه و بعد پشیمون بشه و جا بزنه، اگه این اتفاق بیوفته صد درصد هوسه زودگذری بوده که برطرف شده...

شرمنده سلام یادم رفت :)
چی بگم!!!!

خب حالا  اگه پسری مثل اقای این عکس بیاد خواستگاریتون نظرتون چیه؟!!! 


دلتون شاد!!!
پاسخ:
بعید میدونم قبول کنم... سخته خب!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی