...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

466. پست خاک بر سری!

جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۰ ب.ظ
ممکنه واسه خیلیا جالب نباشه... دوست ندارین نخونین ولی اگه خوندین لطفا هی کامنت نذارین که انتقاد کنین... با تشکر :)
خیلی از برنامه ی ماه عسل خوشم نمیومد، الانم اصلا خوشم نمیاد! مگر اینکه مامان که داره نگاه میکنه یهو صدام میزنه که بیا اینو ببین، منم به احترام حرف مامان میرم میبینم اما اعصابم خورد میشه! خیلی دلم میخواست راجع به این دو نفر ساعت ها بشینم حرف بزنم اما اون موقع که این برنامه پخش شد حوصله شو نداشتم! 
این زن و شوهر (تو عکس پایینی) داستانشون اینجوری بود که پسره سرطان داره، دکترا کلا بهش میگن که تو خوب نمیشی و میمیری، توی همون حال و با موهای ریخته و ناامید از زندگی از دکترش خواستگاری میکنه و بالاخره بعد از مبارزه با سرطان و راضی کردن خونواده ها و حل کردن بقیه ی مشکلات، نه تنها دختر مورد علاقه ش (خانوم دکتر) رو بدست میاره، بلکه بیماری هم کاملا درمان میشه! 
این یکی عکس (پایین) یه پسریه که تو دوران کارشناسی ۲۲۰ کیلو وزنش بوده و عاشق یه دختری میشه، چون خونواده ی دختره راضی نمی شن دخترشونو به همچین پسر چاقی بدن، پسره بخاطر اون ۱۲۰ کیلو کم میکنه و ادامه تحصیل میده و الان مدرک دکترا داره و استخدام رسمی دولت هست و باز هم خونواده ی دختر راضی نمی شن و پسره میگفت من اونقدر خواستگاری این دختر میرم که اونو بالاخره بدست بیارم! 
نمیخوام بگم که خاطرخواه نداشتم، داشتم؛ یکیشون به بهونه ی اینکه ممکنه بمیره (بدون داشتن هیچگونه بیماری ای) خودشو گم و گور کرد، یکی هم اصرار داشت که چشماش مشکل داره و ممکنه بیناییشو از دست بده! اما الان بعد از سالها نه مورد اول مُرده، نه دومی کور شده! 
از همه بدتر این مورد سومه! یه خاطر خواه سمج که از سال ۸۹ از طریق دوستم اعظم که مشهدی بود و ما اون سال برا عروسیش رفتیم مشهد و حالا این آقا چطور منو دید و دل داد و شماره مو پیدا کرد و اینا خیلی مهم نیست! من هیچوقت دوسش نداشتم و هرچقدر هم اصرار میکرد بگم دوسش دارم نمی گفتم چون واقعا دوسش نداشتم، اما به احساسی که داشت احترام میذاشتم و نمیخواستم حالا که مثلا عاشق شده خاطره ی بدی داشته باشه! اون زمان من ۲۰ ساله و اون ۲۱ ساله، اون هم خونه داشت، هم ماشین! یعنی مشکل اقتصادی نداشت ولی خب واقعا من دوسش نداشتم! هرطور میخواستم قانعش کنم که وصلت ما نمیشه و فرهنگ هامون زمین تا آسمون فرق میکنه قبول نمیکرد، حتی چند باری هم بخاطر من از مشهد اومد تبریز بدون اینکه به خونواده ش بگه! خدمت که رفت از اونجا اول به من زنگ میزد، خیلی میپیچوندمش، اصلا از رو نمیرفت؛ تا اینکه یه روز بهش گفتم به خونواده ت بگو عب نداره من خونواده م راضی ان! هی امروز و فردا کرد، یعنی عرضه داشت تنهایی پاشه بیاد تبریز اما عرضه نداشت به خونواده ش بگه من یه همچین دختری رو سالهاس که میخوام... درسته بهونه ی خوبی دستم داد که راضیش کنم ولم کنه، ولی اون علاقه هایی که مهمان های ماه عسل داشتن و جنمی که اونا از خودشون نشون دادن، اینم علاقه ی مسخره ای که به من داشتن و خاک تو سر همچین علاقه ای بکنن! حالا دیشب پیام فرستاده تبریک گفته، حقش بود چندتا فحش بارش میکردم که بره گورشو گم کنه با این علاقه ش به من، که به درد عمه ش میخوره، حیف که حتی فحش هم براش کم بود! یعنی برای همه ی اونایی که الکی میگن دوستمون دارن و هیچ غلطی نمیکنن و بی عرضگیشونو کاملا نشون میدن فحش هم چیز خیلی کمی یه! 

+ چون از فوتبال و مشتقاتش نفرت خاصی دارم میخواستم امروز چیز متفاوتی بنویسم که مجبور نشم بگم که آرزو دارم کدوم تیم ببازه! 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۵
بی نام

نظرات  (۸)

سلام چون خاک بر سری بود نخوندمش !!!!
پاسخ:
سلام کار خوبی کردین 😂😂😂😂
اصلا با بخش اول حرف احسان موافق نیستم
این گستردگی ارتباطات خیلی جاها میتونه حتی مفیدباشه
ولی بخش دوم حرفتون کاملا درسته
دقیقا نمیدونن چه مرگشونه 
اونقد که متاسفانه دخترا سهل الوصول شدن! 
حرفم زیاده احتمالا یه پست جدا بنویسم
پاسخ:
من بخش اوله حرف ایشون رو شوخی حساب کردم :)

ولی اره، سهل الوصول بودن دخترا عامل اصلی تمام بدبختی های ماست! که البته فساد هم شامل اون میشه و جدیدا بین زنای مطلقه و حتی زنای شوهردار آمار بالایی داره!
حالا چرا منو میزنید؟ تخثیر من این وسط چیه؟؟:))))
پاسخ:
تسخیر شما اینه که شما استادید و اگر یک استاد اصلاح شود جامعه اصلاح میشود (بنا بر فرموده ی امام: اگر دانشگاه ها اصلاح شوند جامعه اصلاح میشود!)😁
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۰ محسن رحمانی
حالا چرا این عنوان ؟
پاسخ:
واسه گول زدن :)))
تقصیر دنیای ارتباطاته
اینترنت
ایرانسل
اینستاگرام
تلگرام
ظروف یه بار مصرف
دلار
و .....
الان پسرا گیجن خودشونم نمیدونم از زندگی چی میخوان شما چه انتظاری دارید؟
به گلمراد تو دوره افتاده ترین روستاها که از مال دنیا هیچی نداره و قیافه اشم شبیه سرسیلندر پیکان میمونه بپرسی همسر آیندت باید چه شکلی باشه میگه دقیقا مثل جی جی حدید یا نارگل یشیلچای!
خفته خفته را کی کند بیدار؟؟؟!!

پاسخ:
من قبول دارم اونا گیجن، ولی حق ندارن یکی دیگه رو درگیر گیجیشون کنن! اگه نمیدونن با خودشون چند چندن، تا وقتی ندونستن پا تو زندگی کسی نذارن، وقتی هم بر حسب اشتباه این کار رو کردن یا مثل یه مرد اشتباهشونو قبول کنن، یا پای حرفی که زدن بمونن، حرف بدون عمل به درد لای جرز میخوره، همچین حرفایی رو نگه دارن برا عمه هاشون! 
گاهی فکر میکنم شاید من ارزشش رو نداشتم
و از این بابت بارها شده گریه ام بگیره :(
پاسخ:
نه بابا مطمئن باش اونا اینقد خودشو کم ارزش و بی لیاقت میدونستن که پا پیش نذاشتن یا عقب کشیدن!
آخ آخ آخ
یعنی دلم خونِ ها از این مورد
من برعکس تو هیچ وقت خاطر خواه نداشتم :)
یعنی کسی نبوده که عاشقم باشه و اینا
ولی یکی دو مورد بوده که دقیقا همین چیزی شده که تو گفتی تو تحلیل کردی
نمیدونم این پسرای عاشق پیشه، مرد، کار درست کجای این کره ی خاکی زندگی میکنن دقیقا!
ما چشم مون کوره، کچلیم، زشتیم، یا چی
نمی فهمم چرا هیچ کس ما ور نخواست و پای خواستنش نموند!
پاسخ:
اینجور پسرهایی که روی حرفشون وامیستن نه تنها مرد واقعی هستن بلکه یه انسانن به معنای واقعی کلمه! مرد باید حرفش و عملش یکی یاشه، حرف بدون عمل فقط کار ترسو ها و بچه هاس!
درسته خیلی از پسرا عاشق اند ولی شجاعت ندارن
جرات راضی کردن خانواده رو ندارن.
هعی‌...
پاسخ:
عشقی که توش شجاعت نداره با عرض پوزش به درد لای جرز میخوره! چطور جرات میکنن در حضور خدا هزارتا گناه رنگارنگ بکنن و ککشون هم نمیگزه، ولی واسه یه کار شرعی خجالت می کشن و نمیتونن؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی