...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

489. زندگی خرج داره...!

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ب.ظ

عروسمون طرفای خونشون یه کار پیدا کرده سه روز تو هفته و قرار شده مهیار رو بیاره بذاره خونه ی ما خودش بره سرکار...ما به عنوان خونواده ی شوهر هیچ مخالفتی نکردیم، معلوم هم نیست اصلا این کار رو ادامه بده یا نه! از اون‌طرف آخر ماه سرمون خیلی شلوغ بود و صاحب کارمون از آبجی خواست که چند ساعتی بیاد بهمون کمک کنه، آبجی هم سهیل رو می ذاشت پیش مامان که بتونه بیاد سرکار! 

در واقع خونه ی ما شده مهد کودک و مامان هم شده مربی مهد کودک! اگه منم سه تا بچه م بودن و مجبور بودم بخاطر کارم اونا رو بذارم پیش مامان، دیگه مامان خیلی خوش بحالش میشد :) 

چه اتفاق جالبی افتاد چند روز پیش! مثلا منتظر بودم یه اتفاقی بیوفته و بالاخره افتاد... چقد هم مشتاق بودم واسه این اتفاق، اینقده هم مطمئن بودم که این اتفاق نمیوفته که باید اسمشو به نوعی گذاشت معجزه! مثل اینکه مثلا معجزه بشه و من برم کره و با اون پسره توی اون سریاله از نزدیک صحبت کنم (البته فعلا به زبان انگلیسی!) 

دارم فک میکنم که این روزا اوقاتم خیلی بی مصرف داره هدر میره و یه کار نیمه وقت واسه بعد از ظهرا پیدا کنم... سراغ ندارین؟ لامصب تو ایران هر کاری واسه دختر جماعت مناسب نیست... اگه الان خارجی بودیم (مثلا کره ای) میتونستم توی یه فروشگاهی، کافی شاپی جایی کار کنم... ای بابا! زندگی هم چقد خرج داره لامصب! 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۳۱
بی نام

نظرات  (۷)

چی شد؟ یهویی آخرش عصبی شدید :)
خرج بالاست و توان پایین
پاسخ:
بی پولی رو اعصاب ادم اثر میذاره دیگه :))
خونه مام دقیقا شبیه مهدکودک هستش دو تا پسرای داداشم 24 ای خونه ما هستن خخخ
درمورد خرج زندگی هم شاعری گفته :
باز میپرسی که کشتی های من غرق است؟ آری
مثل معتادی که خرج اعتیادش را ندارد ..
پاسخ:
میبینم که خونه ی همه مهد کودک بوده و ما خبر نداشتیم :))
الان دقیقا اون معتاده منم هااااا... پول موادم (نت و این چیزا) رو ندارم بدم :))
مامان منم چند ساله مربی مهدِ:)
ولی اونا نمیان خونه ما
مامانم میره خونه خواهرم نگهشون میداره
نه متاسفانه سراغ ندارم
آخه کار خوب خیلی سخت گیر میاد....
پاسخ:
والا میرفتن توی مهد کار میکردن و پول میگرفتن خیلی بهتر بود تا اینکه اینجوری بیگاری بکشن😁
میخواید به پسر کره ایه بگم بیاد خواستگاریتون؟
پاسخ:
اگه بگین ممنون میشم😁
@نسرین!
ماهی سیصد برای اوناییه که مدرک مربی گری معتبر داشته باشن

زهرا جون گرفتی بسم الله
منم میام ور دستت خخخ
پاسخ:
محبوبه ما یکی از آشناهامون میرفت واسه مهد ماهی ۵۰۰ میگرفت! حالا مدرکم نداشت و دیپلم بود! 
کمتر از ۵۰۰ بدن نمیرم😁 بجز پوله رفت و آمدم لااقل یه دو تومنی برا خودم بمونه که بتونم باهاش یه بستنی یخی بخرم یا نه؟؟😂
بیا برو مهدکودک کار کن
ماهی سیصد تومن میدن ولی
پاسخ:
مهدکودکم خوبه هااا 🤔
فقط سیصد یکم کم نیست؟ همش پول رفت و آمدم میشه! چی برا خودم میمونه؟؟😁
۳۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۵۲ محسن رحمانی
چشمانمان روشن :دی


پاسخ:
دقیقا از چه بابت؟؟😁

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی