...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

کلمات کلیدی
بایگانی

386. آشنایی مجازی، درست یا غلط؟

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

توی گروهی بحث اومد از آشنایی های و دوستی های مجازی و بعد هم اگه قسمت بشه ازدواج! چقد مخالف داشت این بحث! چقد که همه بجز من مخالف بودن! من اما موافقم! نه با آشنایی مجازی مشکل دارم، نه با ازدواجی که اینترنت طرفین رو باهم آشنا کرده باشه! اما کلا با دوستی های بی سر و ته مخالفم! مخصوصا دوستی های مخفیانه که طرف رو توی صدتا سوراخ پنهان میکنن که مبادا بره مثلا تو اینستا خواهر طرف رو فالو کنه و خدایی نکرده آشنایی بده و اوه اوه آبرو ریزی بشه! 

حالا چرا با مجازی موافقم؟ همین اول بگم که موافق بودن من دلیل نمیشه که درست بودن اینجور آشنایی ها رو تایید کنم، فقط موافقم که بله نت هم میتونه وسیله ای باشه برا آشنا شدن که خب اونم اصول و شرایط و حتی محدودیت های خودشو داره که کسی که بلد باشه به هیچ وجه اجازه نمیده توی فضای مجازی ازش سوءاستفاده بشه! 

یادم میاد چند سال پیش که وقتم آزادتر بود از بیننده های پروپا قرص برنامه ی زلال احکام بودم و یکی از معدود آخوندهای که حرفاشو با جون و دل قبول دارم حاج آقا نقویان بودن و هستن! هنوز هم فایل صوتی برنامه های سال ۹۲ رو دارم و گهگاهی گوش میدم! یادم میاد اون موقع حاج آقا راجع به همین آشنایی های مجازی می گفتن که: طرف ازدواج میکنه میگن خب همسر رو کی معرفی کرد، مثلا میگه داییم، یا دوست پدرم، یا همسایه! بالاخره یکی واسطه میشه که این دو نفر با هم آشنا بشن و قسمت شده ازدواج کردن! اینترنت هم میتونه به عنوان واسطه ی آشنایی دو نفر عمل کنه، که البته حاج آقا شرایط این آشنایی رو هم میگن که من الان کلیاتش یادم هست اما جزئیاتش یادم نیست.

سه سال پیش نامزد یکی از دخترای توی محل کارم که یبار اتفاقی منو خانومش رو دیده بود، منو معرفی کرد به پسر عمه ش، نه نامزد همکارم منو میشناخت، نه خوده همکارم منو درست و حسابی میشناخت، نه اون پسر عمه هه! ولی خب معرفی شدیم که آشنا بشیم و ما هم خیلی محترمانه چند جلسه ای صحبت کردیم و به تفاهم نرسیدیم و تمام! درست ترین نوع آشنایی چه حقیقی چه مجازی اینطوری باید باشه، ولی متاسفانه الان پیشنهاد های مجازی به این صورته که طرفین اول شماره همو میخوان، بعد بدون اینکه حتی اسم فامیل همو بدونن شروع میکنن به شوخی های معمولی، بعد صحبت های عاشقانه و گاهی غیراخلاقی و بعد یکی میذاره میره چون همون زمان که اینا توی مرحله ی شوخی های معمولی بودن، یکی از طرفین (یا هردو) همزمان داشته مرحله ی ابتدایی آشنایی رو با شخص دیگه ای شروع میکرده و این چرخه هی ادامه پیدا میکنه و بعد میگن آشنایی های مجازی همش خیانته و اینا! 

کلا نظر من توی گروه این بود که هر آشنایی ای که نیت طرفین درست نباشه چه مجازی چه حقیقی آخر و عاقبت خوبی نداره، مهم شناخت درست و انتخاب درست هست! والسلام!

دو تکه از یه مجله ی روانشناسی رو توی ادامه مطلب گذاشتم اگه دوست داشتین خوندنش خالی از لطف نیست.

+ منو الناز (که الان بهترین و تنهاترین دوستمه) مجازی و توی فیسبوک باهم آشنا شدیم، بعد دیدیم عه هم دانشگاهی هستیم! وگرنه رشته ی زبان رو چه به مهندسی برق! تازه من چندسالی هم ازش بزرگترم! 

++ امروز هوا ابری بود، ترسیدم بارون بباره موقع برگشتن از خونه، چتر نداشتم، دوستام رفتن برام چتر خریدن!

لنگ کفشی بود توی بیابون... خوب شد بارون نیومد! 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۱۴
بی نام

نظرات  (۳)

۳۰ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۱۴ کارمند مجرد

این پست شما خیلی خیلی جای بحث و صحبت داره

فی نفسه البته خیلی عالیه بهش پرداختید

ببینید. ازدواج های سنتی به ظاهر دوام داشت اما باید دید باطنشون چیه

من یک نکته رو فقط بگم: بچه که بودیم، تو کوچه بعضا عروسی می گرفتند، خیلی زن ها و حتی پیرزن ها را می دیدم که با حسرتی و نگاهی غریب، به خونه صاحب مجلس نگاه می کردند..

خداگواهه با دلم حس می کردم حسرت خیلی چیزها را می خورند...منظورم تجمل و مراسمات نیست...نه..ولی انگار یک چیزی کم داشتند دیگه که اینطوری نگاه می کردند...

اصلا الان که فکرشو می کنم، دلم می گیره...

مساله بعدی تعارفات و مسائل هست که در فرهنگ ایرانی هست

رک و بدون تعارف میگم و ببخشید صراحت منو

زیبایی و شکل اندام یک خانم برای آقا خیلی مهمه

اصلا آقایون بصری هستند و اگر این بصری بودن و شهوت خواستن بدن زن نبود، اصلا شاید ازدواجی نبود! این البته سطح اول ازدواجه

متاسفانه در فرهنگ های سنتی و ارتباطات، این نیاز اقایان و پسرها بهشون توجهی نمیشه و پسرها هم بعضا یا اهمیتی نمی دهند  ویا از اون ور بوم می فتند

و تبعاتی داره که دوست دارم بیان کنم اما بازش کنم، شاید بیان و حرف بنده بی ادبی یا صراحت گستاخانه تلقی بشه

ولی در کل پست شما پست خوبی بود در خصوص ارتباطات مجازی

پاسخ:
من برنامه ی رادیو ای رو اتفاقی گوش میدادم که راجع به دوستی های جوانان بود، دکتر یا روانشناسی که اونجا صحبت میکرد دقیقا حرف شما رو گفت... میگفت قدیم طلاق کم بود اما آزار و کتک کاری خانوم ها توی خونه بیشتر بود، خانوم ها از حق خودشون خبر نداشتن و به هر خفتی تن میدادن اما جرات نمیکردن بحث طلاق رو پیش بکشن... اما امروز شرایط فرق کرده و خانوم ها میدونن که هیچ مردی حق نداره بهش آزار برسونه و البته نباید هم دیگه از این مسائل سوءاستفاده بشه...
از طرفی آشنایی های جوون ها رو میگفت، که الان مثل قدیم نیست که طرف با کسی ازدواج کنه که سالها هم محله ای بودن، یا فامیل بودن، الان دختر و پسر توی دانشگاهی باهم دوست میشن که هیچ کدومش اهل یه شهر مشترک نیستن، اینجا دیگه تحقیقات محلی واسه شناخت طرفین کارساز نیست، خیلی خوبه که جوونها پیشه مشاوره های قبل از ازدواج برن، اینکه اهل شهرهای مختلف هستن که ایرادی نداره اگه اخلاقشون باهم سازگار باشه...
حتی به این مساله هم اشاره کرد که خونواده های مذهبی این روایت رو که میگه " با ازدواج نصف دینت رو حفظ کن" دست آویز قرار میدن و بچه هاشونو مجبور میکنن به هر ازدواجی تن بدن! خیلی از مجرد ها هستن که بهتر از متاهل ها میتونن دین و ایمانشونو حفظ کنن! 

در کل من تمام حرف های شما رو هم قبول دارم...
همین چتر سبزه رو خریدن براتون؟ زیرش جا میشید توی بارون؟
پاسخ:
خیلی سعی کردم زیرش جا شم اما نشد و خوشبختانه بارون نیومد :)
به نظرم آشنایی مجازی صرفاً کافی نیست . آدم نباید بدون تحقیق کاری کنه ...
پاسخ:
دقیقا! اون مقاله های ادامه مطلب رو بخونین همین جمله ی شما رو تایید کرده!

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.