...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

467. یه مرد هم نداریم که...!

شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ب.ظ

دیروز که عید بود و همه اینجا بودن، سهیل خیلی بی تابی میکرد و آبجی گفت من میمونم خونه ی شما امشب رو، داداش و میلاد هم تهران رفتن، عروسمون و مهیار هم شب رو موندن اینجا... خلاصه مثل اون شب قرار شد همه موازی بگیریم کنار هم بخوابیم... تا ساعت یک که نه سهیل خوابید و نه مهیار... حالا با هزارتا کلک و التماس و وعده وعید خوابوندیمشون و خودمونم اومدیم بخوابیم...

منم خوابم گرفته بودم و یهو احساس کردم یه چیزی روی بازوی دست چپمه، با دست راست محکم زدم روش و برداشتم و انداختمش زمین... خوابالو بودم... احساس کردم نخه، یه نگاه به لباسم کردم و گفتم این نخ نداره که! یه لحظه نور گوشیمو روشن کردم و تا دیدم چی افتاده رو زمین پریدم هوا و محکم جلوی دهنمو گرفتم که جیغ نزنم...

بدو بدو رفتم پیش مامان گفتم پاشو، یه عنکبوت تو جای منه، تا من ندیدمش برش دار... قلبم داره تند تند میزنه و پاهام می لرزه نمیتونم سر پا وایسم... معلومه عنکبوت بزرگی بوده، شما فرض کنین مُرده و جمع شده ش اندازه ی یه سکه ی ۵۰۰ تومنی بود... از ترسم بقیه ی شب رو بغل مامان خوابیدم :) دیشب با اعماق وجودم کمبود یک مرد رو احساس کردم! باید می بود و میومد اون عنکبوت پدر سوخته رو تنبیه میکرد که عشقش (یعنی من) رو تا حد مرگ ترسونده بود و بهش میگفت مگه خودت خواهر مادر نداری میای پیش عشق من؟؟ منم ذوق مرگ میشدم :)

خلاصه الان من سوالم اینه که خدایا عایا کار خوبیه که روز عید یه عنکبوت میفرستی جون من؟؟ مردم یار در بر، ما عنکبوت در بر! هنوزم یادم میوفته تمام سی و سه بندم می لرزه! 

نتیجه ی اخلاقی اینکه عنکبوت خر است! 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۶
بی نام

نظرات  (۱۱)

۲۷ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۲ محسن رحمانی
😂😂😂😂😂😂😂
پاسخ:
😁😁
۲۷ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۵ ابوصامد رضوان
لا اقل خوبه الان به سوسک وعنکبوت راضی شدن دخترا

وگرنه قدیم باید یا کوه می کندن یا با دیوی ،اژدها سه سری یا همچین موجوداتی می جنگیدن

پاسخ:
با این حالا کیه که قدر بدونه... 😁 کلا ما دخترای قانعی هستیم😂
به جز این موقع، موقع باز کردن شیشه مربا هم احساس نیاز به مرد دارم 😅
پاسخ:
حالا ما از اون مربا شیشه ای نمیخریم که ببینم بهش نیاز دارم یا نه ولی فک کنم باید نیاز باشه دیگه... یه در مربا رو باز کردن و کُشتن حشره ها رو هم نخواد انجام بده که نمیشه که😂 تازه همین نیومدن و خیلی دیر اومدنش کلی رو اعصابه، این کارا رو هم‌نکنه؟؟ مگه دادیم؟😂😂
۲۶ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۷ ابوصامد رضوان
واقعا منم دوست دارم یکی رو داشته باشم 
کلی بزنمش 
البته نه اون زدنی که تو ذهنتونه

فقط یه جور نشان دادن محبته دیگه
پاسخ:
بزنین؟؟؟😐 خشونت؟؟ 
شما همون عنکبوت رو مقابل چشم خانوم بزنین لهش کنین ابراز محبت رو به حداکثر رسوندین 😂😂
رُتیل نبود احیانا؟
+مرد رو با حشره کُش اشتباه گرفتی به گمانم :|
پاسخ:
نه خدا نکنه! همین عنکبوت باعث شد یه سکته رو رد کنم... رتیل بود که امشب شام غریبانم بود😂
+ مرد نتونه یه حشره رو هم بکشه دیگه به چه دردی میخوره؟؟😂😂 ناسلامتی زنی گفتن، مردی گفتن! ما روحیه مون لطیفه😂😂
حالا اگه سوکس بود چی کار می کردین؟
پاسخ:
از سوسک به اون صورت نمی ترسم... از عنکبوت در واقع وحشت دادم🤤
یه بار عین این اتفاق برای خواهرم افتاد با این تفاوت که طرف عنکبوت نبود عقرب بود:)

پاسخ:
یا حضرت عباس...🤤🤤
عروس ما هم با عقرب همچین اتفاقی براش افتاده😐
میگما
به در و دیوارای خونه و اتاقت بیشتر برس عنکبوت که سهله، تار عنکبوت هم دیگه نمی بینی 😂😂😂
اتاق خودم مامن و پناهگاه عنکبوت و رتیل نشه صلوات 😂🙌😂
پاسخ:
نه دختر من اتاقم هیچوقت نامرتب نیست... تو پذیرایی خوابیده بودیم و اونجا سر و کله ش پیدا شد وگرنه تو اتاق من این اتفاق نمیوفته😁
منم این روزا کمبودشو عمیقا حس می کنم ولی از وجودش میترسم..
می فهمی؟
پاسخ:
بله بله کاملا متوجهم😁
منم چند روز پیش یه چیزی افتاد رو صورتم ،صبح که بیدار شدم دیدم یه سوسکه انقد ترسیدم که داشتم سکته میکردم😭😫😣😢
پاسخ:
یا حضرت عباس!!!!!!! بعد جنازه شو دیدی یا دیدی زنده س؟؟؟🤤🤤🤤
سلام

جدی میگین ؟ اندازه ۵۰۰ تومنی ؟
پاسخ:
سلام
باور کنین بخدا راس میگم... خیلی بزرگ بود! خیلی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی