...follow your dreams

...follow your dreams

از وبلاگی که دوسش داشتم اسباب کشی کردم اینجا...
وبلاگ سابقم این بود:
www.chibudimchishodim.mihanblog.com
بیشتر از دو سال اونجا پست گذاشتم و خاطراتمو به اشتراک گذاشتم اما حالا بنا به دلایلی اینجام!
یه مثلا کارمندی هستم که لیسانس زبان دارم و خل شدم و میخوام دوباره کنکور بدم و به آرزویی که تو بچگیم داشتم برسم! به اینم اعتقاد دارم که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س، ولی خیلی با این کنار نمیام که خواستن توانستن است!

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

524. سه شنبه ها با زری :))

پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ب.ظ

میگه ازدواج کن! میگم نه... الان فقط دوست پسر! میگه وا؟! خل شدی؟ تو که اینطوری نبودی! تو که محرم نامحرم حالیت میشد؛ همش بخاطر این فیلم های کوفتیه که نگاه میکنی؛ دین و ایمون رو ازت گرفته... میگم اگه تنها نبودم این فیلما رو نگاه میکردم؟ هیچی نمیگه و نگام میکنه! یکم بعد میگه حالا جدی جدی دنبال دوست پسری؟ میگم نه اونجوری! میگه پس چجوری؟ میگم آدم مگه نمیتونه روزای اول با همسرش مثل دوست پسرش رفتار کنه؟ بعد از جاری شدن خطبه ی عقد و قبل از اینکه واسه اولین بار دست همو بگیریم؟! میگه نههه فیلما کار خودشو کرده! میگم فیلم هم نبود آدمای دورو برم که بودن؛ نیگا... همشون یکی رو دارن... براشونم مهم نیست به هم میرسن یا نه، حتی نامحرمن و خیلی کارای دیگه هم میکنن، منم آدمم، دل دارم، دلم میخواد، اما با محرمم :) ... می خنده میگه باشه... اما تو ازدواج کن...! 

+ سه شنبه که رفتیم نمایشگاه کتاب، فقط اونجاش که زهرا سعی داشت دوغ بریزه رو من، اما دوغِ خودش به طور کامل تخلیه شد روش :) خودشم پیش کی؟! پیش همون شخص مجهول الوهیتی که زهرا خیلی باهاش رودربایستی داشت :) حتی تصورشم باعث میشه خستگی اون پنج شیش ساعت راه رفتن توی نمایشگاه از تنم بیرون بره... یعنی اون اتفاق ارزش اون همه خستگی رو داشت! :) من هیچ کتابی نخریدم... نسرین (نویسنده ی وبلاگ زمزمه های تنهایی) رو هم اونجا ملاقات کردم فقط برای اینکه زنده بمونم (چون منو تهدید به قتل کرده بود) 

+ زهرا میگه سه شنبه ها بیکارم... هر سه شنبه ای که بخوای، باهات میام بیرون که کلی خوش بگذرونیم... یاد کتاب "سه شنبه ها با موری" افتادم... اگه زهرا قول بده هر سری که میریم بیرون یه دوغ روی خودش خالی کنه و منو بخندونه، منم قول میدم هیچ سه شنبه ای رو واسه دیدنش از دست ندم :))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۳
بی نام

نظرات  (۸)

زهرا استوریی جدید تتلو دیدی چقد سروصدا کرده؟؟ :|||||
پاسخ:
نه والا از اون روزی که رفت ترکیه و صورتش رو هم تاتو کرد و شروع کرد به چرت و پرت گفتن آنفالوش کردم!! خیلی خودشو از چشم انداخت!
صحنه ی باحالی بوده اون ریختن دوغ ، فقط امیدوارم نظر زهرا هم همین بوده باشه ... :))))
کاش یه نمایشگاه کتاب هم طرفای ما باز بشه ... هرچند که انقدر نمیرسم بخونم اگه چیزی بگیرم هم اتاقیام صداشون در میاد :)
پاسخ:
نه بابا زهرا کاملا با من مخالفه :)) ولی به من خیلی خوش گذشت :))

نمایشگاه کتاب به درد کسایی میخوره که میدونن چی میخوان!! واسه منی که نمیدونستم چی میخوام یکم حوصله سر بر بود!!
سلام
چرا هیچی نمینویسی؟
پاسخ:
سلام والا نمیدونم چرا حوصله ندارم... سعی میکنم بنویسم دوباره :)
۰۴ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۱ جناب منزوی
دروغ نگم بهتون یکی دوبار خوندم خیلی هم حال داد. از موقعی که گوشی گرون شد طرف پی دی اف نرفتم :))
پاسخ:
منم با گوشیم فیلم دانلود میکردم، از وقتی گرون شده حتی یه آهنگم دانلود نمیکنم :)) بخدا گرونه :)))
۰۴ آبان ۹۷ ، ۲۱:۴۶ جناب منزوی
والا چند تا pdf گیرم اومده ولی نمی خونم اون هم به دو دلیل، دلیل اول قانع کننده ست و دلیل دوم بهانه ست.
۱. از حرام و حلالش میترسم
۲. میترسم گوشیم خراب شه (خدایش بهانه نیست میترسم واقعاً، گرونه شده)
کتاب های pdf همشون رمان های قدیمی و خارجی هستن، نمیدونم ایراد داره یا نه
پاسخ:
شما بخواین واسه یه پی دی اف دنبال حلال و حرام برین که خب سخت میشه کارتون! ولی اگه کتابی حلال نباشه پی دی افش دانلود رایگان نداره و پولی میشه :) اینا خودشون نگران دین و دنیای ما هستن شما نگران نباشین :)) و اما گوشی... خداییش باید نگران این باشین... اصلا نمیشه سمت گوشی رفت :)) من توی کامپیوتر دفتر میخونمشون:)) 
شما بخونین ایشاا... که اشکالی نداره :))
ضرر المز بیلوه همیشه دوغ توکوله اوستومه
پاسخ:
بیا همین یه دونه دلخوشی رو هم ازم بگیر 😁
۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۴:۱۲ محسن رحمانی
چشمانمان روشن.
پاسخ:
والا چشمان خودمونم روشن :))
۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۹ جناب منزوی
سه شنبه های دوغی :)
کتاب بس ناجوانمردانه گران است :/
پاسخ:
اره واقعا خیلی گرونن، واسه همین من یا پی دی افشو میخونم یا فایل صوتیشونو گیر میارم! خداییش رمانی که یبار آدمو بخونه بعدش باید اونو ببخشه چون دیگه به دردش نمیخوره ارزشه خریدن نداره... حتی اگه بهترین اثر ادبی باشه :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی